خب چند روزی است که درگیر یک سری جر و بحث با شرکت hoster.kz بودم. بنا به دلایلی این وبلاگ روی سرورهای این شرکت که واقع در قزاقستان هستند و از بهترین ها و مطمئن ترین ها شمرده می شود، میزبانی می شد!
بدون هیچ توضیحی، ۱ جولای این شرکت این سایت و تمامی سایت هایی که با مشخصات بنده بر روی سرورهایشان میزبانی می شد و می شود، قطع کرد. وقتی علت را جویا شدم. اعلام کردند که ترافیک ماهیانه ی این سایت بالا رفته است. در صورتی که پلان این سایت ترافیک به اصطلاح نا محدود بود. با دیدن گزارشات گوگل آنالتیک بیشترین بازدید این وبلاگ در روز ۲۲ جون با بیش از ۴۰۰۰ بازدید بوده و الباقی روزها تا آخر ماه هر روزه بین ۵۰۰ تا ۶۰۰ بازدید بوده است. آمار را اطلاع داده و بحث نامحدود بودن ترافیک ماهیانه را بیان کرده و پرسیدم این سایت چه ربطی به سایت های دیگر دارد؟
در پاسخ جوابی جز اجبار به حذف این سایت نشنیدم و اعلام کردند که در صورتی که این سایت را حذف کنم، باقی سایت ها در دسترس خواهند بود. این در صورتی است که هزینه ی این میزبانی ها تا پایان سال ۲۰۱۲ پرداخت شده است.
جویای جریان شدیم و به هر حال با کمک وکیل و وزیر و رییس و آدم های معمولی متوجه شدیم که به علت اینکه این وبلاگ مثل ۹۹.۹ % دیگر وبلاگ های فارسی جریانات و اخبار این روزهای ایران را به نفع رییس جمهور موسوی منتشر می کرده، مستحق همچین رفتاری بوده، و این از دستورات اداراجات بالاتر در این کشور به شرکت hoster.kz بوده است. به طوری که رییس این شرکت در تماس تلفنی به بنده گفت: “از ما خواسته شده که از این جریاناتی که در وبلاگ شما نوشته می شه جلوگیری کنیم.” و در جواب من که در کشور شما چه کسی متون زبان فارسی من را می فهمد؟؛ گفت: “ما اینجا بسیار زیاد دانشجویان زبان و ادبیات فارسی داریم، کارمندان سفارت شما و …” و بعد گفت: “چه انتظاری دارید. شما اگر در روسیه هم می بودید، سایت شما را قطع می کردند”.

به هر حال عتای hoster.kz رو به لقایش بخشیدم و مهمان یکی از دوستانم که سرور شخصی دارد – نه در کشور قزاقستان، روسیه – مهاجرت کردم.
داشتم به این مسئله فکر می کردم که: کشورهایی مثل آمریکا، کانادا و کشورهای اروپایی به علت تحریم خدمات را به روی ما کاربران ایرانی قطع می کنند. ایران سایت های ما را صافی می کنه به علت این که مطالبمون به مزاج نظام خوش نمی یاد. این کشورهای نخودی و دست سومی هم خودشون رو لوس می کنند و می ترسند از جنبش سبز ما. یکی مثل مالزی که چون با محمود رفیقن بچه های ما رو می زنن لت و پار می کنن و یکی هم مثل این قزاق ها که می ترسن جنبش ما به مردم خودشون سرایت کنه! جدی جدی فکر نمی کردم که به همین راحتی بتونیم انقلاب صادر کنیم، کاری که ۳۰ سال این نظام با همه ادعاهاش نتونست انجام بده و فقط منفور بودنشان را صادر کردند.